قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

495

تاريخ نگارستان ( فارسى )

ميكردند و سرانجام نتيجه مطلوبه گرفته شد آرى باتفاق جهان مىتوان گرفت . با همه تأكيدات ميرزا بر تحريم ، گروهى آشوبگر كه از سفارت انگليس مزدور بودند در آن روزگار عكس خود را با غليان گرفته در مردم نشر داده رمز از آنكه فتواى ميرزا مؤثر در ارادهء ما نيست با همهء كوشش اين دسته ذليل شدند و ميرزا غالب و عزيز . شعر : در پس آينه طوطىصفتم داشته‌اند * آنچه استاد ازل گفت بگو ميگويم [ 796 - خرده‌گيرى بر ناصر الدين شاه . ] 796 من الانتقاد ناصر الدين شاه را از داخلهء كشور و خارج آن انتقاد بسيار كرده اند نقل است كه در دائرة المعارف ميرالمانى مىنويسد ناصر الدين شاه صفر بزرگى است در زندگى ايران و وليعهدش صفر كوچكى مخبر السلطنه ميگويد ميرالمانى درست داورى نكرده زيرا ندانست كه شاه ميان دو سنك آسيا واقع بود كه كوه را نيز خرد مىكردند . روس و انگليس قدم‌بقدم سنك راه بودند و طرح مداخل بل تصرف ميريختند پنجاه سال ناصر الدين شاه ميان آن دو سنك مقاومت كرد . سلطان عبد الحميد در تركيه و ناصر الدين شاه در ايران مصادف شدند با رقابت دو دولت روس و انگليس گويا زبان حال گفته : شعر : اين دزد كاروان و تو مسكين كاروان * آن رند و اوستاد و تو نادان روستا تو در ميانه‌هايم و حيران و تن زده * آكنده از سفاهت و آموده از عمى مخبر السلطنه گويد هنگام جشن پنجاه سالهء ناصر الدين شاه خيالاتى داشتند رجال كشور غالب بىغيرت و اجنبىپرست بودند ( اكنون نيز چنانست ليك با تفاوتى ) يحيى خان مشير الدوله به قوت سفارت روس وزارت خارجه ميكرد هنگام مرك او ناصر الدين شاه شكر كرد نفوذ يعنى پول خارجه در ايلات و در رجال و در علما كار مىكرد وطن همه ليره و اسكناس بود . بهركس روز متوسل ميشد شب دستور از سفارتين روس و انگليس ميگرفت انتهى . شعر : گفته بودم چو بيائى غم دل با تو بگويم * چه بگويم كه غم از دل برود چون تو بيائى [ 797 - پيشگوئى از محمد ولى ميرزا . ] 797 من اثر النجامه محمد ولى ميرزا از شاهزادگان دانشمند قاجارى بود و در نجوم بسيار ورزيده در زايچهء طالع شاه گفته بود در سال پنجاهم شاه قرانى دارد اگر بگزرد سى سال ديگر پادشاهى خواهد كرد . دو روزبروز رسمى جشن مانده جمعهء 17 ذيقعده سال 1313 شاه به زيارت عبد العظيم رفته و دستور ميدهد كه حرم را قرق نكنند كسى در حرم نبوده جز ميرزا رضاى كرمانى از پرورده‌شدگان سيد جمال افغانى در طرف قبر